یعنی از دست این یکی خواهر شوهرم واقعا نمی دونم چیکار کنم.
هی می خوام گله و ناراحتی ننویسم، هی نمی شه.
اگه اینجا ننویسم دق می کنم از بس می ریزم تو خودم
ماه پیش بود که یه روز دیدم شکیب صبح اومد خونه گفت می خواد
با خواهر و دختر خواهرش بره قم. پرسید منم میام یا نه گفتم میام.
حالا جریان قم رفتن چی بود
خواهر شوهرم خواب دیده بود رفته قم سنگ قبر باباشو
عوض کرده. پاشده زنگ زده به شوی ما که بابام از سنگش ناراحته
و باید سنگشو عوض کنم. از شوهرم خواست که ببرتش قم.
شوی ما هم تو رودرواسی نه نمی گه به خواهرش.
خلاصه رفتیم قم.
اونجا سنگ رو انتخاب کردن. قیمتش شد یک و سیصد.
خواهر شوهرم اونجا زنگ زد به خواهرش که دارم همچین کاری
می کنم. اون خواهر شوهرم هم استقبال کرد و گفت یه مبلغی
از پول سنگه رو می ده. بقیه ی پولم بدون اطلاع از کارت مادر شوهرم
داد و تموم شد رفت. تا اینجاش مساله ای نبود.
خب سنگ قبر پدر شوهرم جالب نبود و باید عوض می شد.
اما اونجاییش که منو آتیش زد این بود که حالا آقای شوهر اومده
می گه توی قم یه میلیون جریمه شدیم
چرا جریمه شدیم؟ چون پلاک اصفهان بودیم و طرح محدودیت
رفت و آمد بین شهری شامل پلاکمون شد.
واسه خاطر یه خواب، خانم ما رو کشوند قم.
پول سنگ از جیب مادر شوهر و اون یکی خواهر شوهرم داده شد،
ما هم یه میلیون جریمه شدیم، خودشم یه ریال خرج نکرد
انگار با دخترش یه سفر رفت و برگشت
راستش عصبانیتم از اون نیست. البته هستا.
چون هم شوهرش ماشین داره هم پسرش.
بیشتر عصبانیتم از شوهرمه که قبول کرد.
حالا امشب هم خانم اومده به من می گه نمی خوای بری خوزستان؟
پاشین برین من و نوشین هم بیایم دلم هوای خوزستان رو کرده.
حالا می خواد یه سر بره خونه ی داییش که همشهری ماست.
همین تازه جریان پلاک و جریمه رو بهش گفتیما ولی انگار نه انگار.
باز می گه با پلاک اصفهان بریم خوزستان 