نشستم مث احمقا همه مدل آهنگی ریختم تو مدیا پلیر.

حتی غمگین.

آخرش کار خودشو کرد.

آخرش اشکام سرازیر شد.

 

قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم

قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم

تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد

ای یار عاشق از جدایی ناگزیریم

فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را

در خلوت معصوم چشمانت بخوانم

صد سوز پنهان مانده در سازم که یک شب

با گریه در چشمان گریانت بخوانم

آیینه ام چین خورده از رنج جدایی

از تو سرودن یعنی فصل آشنایی

تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی

بعد از تو دشت و خانه را در بر بگیرد

بعد از تو ای عاشق ترین هر کوچه خواهد

همچون صدف از نام تو گوهر بگیرد



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ | 1:23 | نویسنده : منِ گذشته |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.