جلسه ای که با جاوید داشتم، خیلی چیزا رو برام روشن کرد.

بعد از بحث ارشدها و جدا شدنشون، جلسات زیادی برگزار شد و توضیحات زیادی داده شد.

ولی هیچ کدومشون قانعم نکرد. حرف های جاوید چیزی بود که برام قانع کننده بود.

حرفاش، فکرهای ماه های اخیر خودم بود که به زبون نیاورده بودم و الان داشتم از زبون

اون می شنیدم. مطمئن شدم که دیگه مایل به همکاری با شرکت فعلیم نیستم.

اما در مورد پیوستن به شرکتی که جاوید اونجاست هم تردید دارم.

بعد از گذشت چند روز از ملاقات اون روزم با جاوید، امروز صبح بهم پیام داد.

پرسید حرفاش کمکم کرد که تصمیم بگیرم؟ گفتم تا حدودی.

گفت هر جلسه ای که بخوام حاضره برام برگزار کنه. نمی گه ولی تابلوئه می خواد برم اونجا.

حتی گفت فردا همو ببینیم که قبول نکردم و گذاشتم برای هفته ی آینده.

راستی، امروز تولد مریمه. با تم خز پارتی

یک خزی بشم امشب



تاريخ : جمعه دهم شهریور ۱۳۹۶ | 2:16 | نویسنده : منِ گذشته |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.