امروز بعد از مدت ها با راضیه صحبت کردم. بهم گفت ازدواج کرده. چه بی خبر.
چند سال همدم تنهایی هاش بودم و وقتایی که واسه محسن دلتنگ می شد و نبودش،
آرومش می کردم. اون وقت حتی بهم نگفت عروسیشه. کلا آدما فقط وقتای ناراحتی دوست
می خوان انگار. مهم نیست. ایشاالله که همیشه خوشحال و خوشبخت باشه.
ازدواج کردن چه حسی داره؟ همسر داشتن، اینکه یکی رو داشته باشی مال خودت.
یکی که همیشه برات می مونه. نمی دونم.
تاريخ : دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۵ | 17:21 | نویسنده : منِ گذشته |