این پیامو پارسال دوستام روز زن توی گروه داده بودن. خیلی باهاش گریه کردم.
از شدت اشتیاق و نیاز، اما تحمل دوری و سرکوب اون احساسات.
الان بازم دلم گرفته. جلوی اشکامو نمی تونم بگیرم. سال ها خیلی آسون می گذره.
عمر خیلی بی صدا سپری می شه و نمی فهمی کی گذشت.
خدایا...
منم هستم. خب؟
تاريخ : چهارشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۵ | 20:43 | نویسنده : منِ گذشته |