چند روز پیش عروسی پسر دایی شوهرم بود. البته مراسم نداشتن.

فقط خونه رهن کردن و وسایلشونو بردن و رفتن خونه شون. 

یاد پارسال افتادم و عروسی خودمون.

بعد از عروسی، خانواده ی دایی شوهرم رو خونه ی مادر شوهرم دیدم.

دختر دایی شوهرم از مادر شوهرم پرسید که هزینه ی عروسی ما

چقدر شد. اونم بهش گفت 25 میلیون. 

بعد دختر داییه رو کرد به مامانش گفت عروسی مهدی (داداشش) 

نباید زیر 100 میلیون هزینه ش بشه 

گفت باید معلوم باشه پسر کیه و مراسمش مثل گدا گدوله ها نباشه 

مادر شوهرم که هی خودخوری کرد و چون مهمونش بودن

هیچی نگفت. منم که کلا نمی تونستم چیزی بگم.

ما با 25 تومن همه چیز رو به بهترین شکل برگزار کردیم.

دلم می خواست بهش بگم آخه احمق خُل وضعِ کج و کوله، 

تو که این همه ادعات می شه، حداقل شب عروسی ما یه لباس

درست حسابی می پوشیدی و یه آرایش عرضه دار می کردی. 

حالا به خاطر کرونا داداشش مجبور شد بدون مراسم بره

سر خونه زندگیش.



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۹ | 21:12 | نویسنده : مژگان |

حوصله م قد چی سر رفته ​​​​​​

شکیب مثلا رفت بیرون که زود بیاد بعد باهم بریم بیرون. هنوز نیومده ​​​​​​

دلم می خواست برا خوب بد جلف برم سینما که به خاطر این وضعیت

بیماری نرفتم. فکرم نکنم برم اصلا ​​​​​​

این اسمایلی ها رو گذاشتم یادم افتاد اینا همون اسمایلی های

یاهو مسنجره. در واقع تنها چیزیه که از مسنجر مونده ​​​​​​

آخی دلم واسه ش تنگ شد. واسه برنامه ش البته نه اون آدما 



تاريخ : سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۹ | 23:26 | نویسنده : مژگان |

کل اخباری که می بینم از نوع خوندنیه اونم تو گوگل. 

بعد هرچی اخبار هم میاد بالا نصفش در مورد بازیگراس 

اوایل مهناز افشار بود، بعد شد بهاره رهنما، بعد رسید به سحر قریشی.

البته یه تیک بود با عنوان به اینا علاقه ای ندارم. تیکه رو علامت زدم

حالا فک کنم برا اونه که دیگه خبری از اینا نمیاد برام. 

حالا مدتیه می بینم صبا راد و ریحانه پارسا رو نشون می ده. 

روحمم خبر نداره اینا کین ​​​​​​

همه ش با خودم فکر می کنم چرا باید برای مردم جالب باشه که

اینا کجا می رن، چی می پوشن یا چیکار می کنن؟ ​​​​​​

بی خاصیت تر از دنبال کردن زندگی اینا کاری هم هست؟ 



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۹ | 4:43 | نویسنده : مژگان |

یکی بیاد به خانواده ی شوهر من حالی کنه که عروستون نمی خواد

پسرتونو ازتون بگیره!

پسرتونم مث خودتون حق داره یه زندگی مستقل داشته باشه. 

حرفایی که خودم بارها و بارها از مادرشوهر و خواهر شوهرم شنیدم،

حالا از زبون خواهر شوهرم و دخترش در مورد عروسشون شنیدم امروز.

خب بابا اگه شوهر من کمتر رفت و آمد داره با خانواده ش، فقط به

این دلیله که کارش بیشتر از قبله. خودشم بارها اینو گفته بهشون. 

ولی بازم اینا فکر می کنن من نمی ذارم بره خونه ی مامانش یا

خواهرش ​​​​​​



تاريخ : جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۹ | 21:26 | نویسنده : مژگان |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.