الان داشتم واسه خودم موزیک گوش می دادم.
بین آهنگا یکی بود به اسم نفس جان از روزبه نعمت اللهی.
یهو یاد حامد افتادم که این خواننده رو دوست داشت.
و بعد یادم افتاد امروز شانزدهم مهر ماه تولد حامده.
از اواخر سال نود که حامد شروع کرد به مخ زنی واسه استارت
رابطه تا الان حدود 13 سال می گذره.
فک کن. اون موقع چند ساله بودیم الان چند سالمونه.
از اون روزا خیلی گذشته. از اون رابطه.
فکرشو که می کنم، همه شم بد نبود.
اولاش خوب بود. وقتی هنوز احساسی در کار نبود.
نقاشیایی که کشیدیم هنوز توی ذهنم رد خوبی به جا گذاشته.
اگه اون رابطه در همون حد دوستی ساده باقی می موند
خیلی بهتر بود. به هر حال گذشت.
نمی دونم حامد الان کجاست یا چیکار می کنه.
مجرده یا متاهل. بچه داره یا نه.
ولی فک کنم گاهی یاد گذشته میفته. چون گاهی به اینجا سر می زنه.
البته من دسترسی شو برداشتم و دیگه نام کاربری خودشو نداره.
به هر حال، چیزی که می دونم اینه که توی بدترین و تاریک ترین
خاطرات گذشته، باز هم نقطه های روشنی وجود داره
که حس خوبی از خودش به جا گذاشته.