چند روزی می شه که اومدم اصفهان.
راستش دوست داشتم خوزستان بمونم ولی خب نمی شد دیگه.
درسته اینجا خونه و زندگی مستقل ندارم ولی همسرم اینجاست.
دلم نمی خواد با مادر شوهرم زندگی کنم ولی دلم برای شوهرم
تنگ می شه و دوست دارم کنارش باشم.
قسمت جالب ماجرا اینه که خواهر شوهرم با مادرش قهر کرده و
دیگه پیشش نمیاد.
دیگه وقتی دخترش نتونسته تحمل کنه، خدا عاقبت ما رو ختم
به خیر کنه 
تاريخ : جمعه ششم خرداد ۱۴۰۱ | 13:21 | نویسنده : مژگان |