مجردیام نه که کار خاصی نمی کردم، ناخنام همیشه بلند بود.
لاک که می زدم تا خیلی می موند و خراب نمی شد.
بعد از ازدواج که دیگه مسئولیت کارای خونه رو به عهده گرفتم،
دیگه از اون ناخنای بلند و بی نقص خبری نبود. مرتب می شکستن.
کاشت ناخن رو هم دوست نداشتم. نمی تونستم یه لایه ی ضخیم
رو روی ناخنام تحمل کنم. آزادی عملم رو می گرفت.
از چند ماه پیش که فهمیدم یه چیزی به اسم ژلیش و کاور
ناخن طبیعی هم هست، تصمیم گرفتم برم همینو انجام بدم.
ولی باز هی امروز و فردا کردم و نرفتم تا دیروز.
پریروز بالاخره نوبت گرفتم و دیروز رفتم سالن واسه ژلیش ناخن.
بماند که پدر دختره رو سر انتخاب رنگ درآوردم
آقا اون می خواست خودش انتخاب کنه من می گفتم نه اینا
رو دوست ندارم و می خواستم خودم انتخاب کنم.
در نهایت هم از رنگایی که انتخاب کردم خوشش نیومد ولی
پیاده ش کرد روی ناخنام. ترکیب ژلیش و فرنچ زدم.
آخر سر دختره خودش اعتراف کرد فکر نمی کرد ترکیب این
دو رنگ این همه قشنگ در بیاد. گفت همیشه انتخاب رنگ رو
مشتریاش به عهده ی خودش می ذاشتن و من اولین نفری بودم
که با انتخابش مخالفت کردم.
ولی از دیروز خیلی ذوق زده م ناخنام خیلی خوشگل شده 