بعد از پونزده روز که خونه ی مادر شوهرم بودیم، حالا تازه
پنج روزه اومدیم خونه ی خودمون.
امشب خواهر شوهرم زنگ زده که کی می رین خونه ی مامان
نوشین (دخترش) برگرده خونه
خو مسخره! مگه فقط شما زندگی دارین آخه
خودش که نمی ره هیچ، دخترشم پنج روز مونده فوری می گه
شما پاشین برین من خودم تنهام نوشین برگرده پیشم.
فقط کفرم در اومد که شکیب هم گفت باشه می ریم.
حالا سر فرصت حالشو می گیرم ببینم مگه خودمون آدم نیستیم
زندگی نداریم که جلو خواهرش در نمیاد 
تاريخ : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۹ | 1:49 | نویسنده : مژگان |