مدتی بود از دوستم فاطمه خبر نداشتم. اومدم زنگش بزنم 

حال و احوالشو بپرسم، دیدم شوهرش جواب داد. 

گفت خطاشونو عوض کردن یه مدت. شماره خودشو داد زنگ زدم

فاطمه جواب داد. جریانو براش تعریف کردم گفت آره تماس و

نت و پیامک رایگان داشت خط اون، منم اول گرفتم استفاده کنم!

بعد انگار چیزی یادش اومده باشه گفت اسم منو به شوهرم گفتی

فاطمه؟ گفتم پس می گفتم کی ​​​​​​

گفت مدت هاست تو فامیل شوهرم به اسم فرنوش معروف شدم

و همه فرنوش صدام می زنن. 

گفتم فاطمه سر جدت ما رو ول کن. از وقتی 9 سالمون بود

دوست بودیم و فاطمه می شناسمت. حالا یهو بگم فرنوش؟

گفت آخه شوهرم اسم عربی دوست نداره اجازه دادم اسممو عوض 

کنه و اونم فرنوش رو انتخاب کرد. 

تا اینجاش از نظر من ایرادی نداشت. چون خودمم با اسم عربی

مشکل دارم و اسمای ایرانی رو ترجیح می دم. 

بعد یادم افتاد شوهره خودش مرتضی اسمشه. 

پرسیدم اسم شوهرت چی؟ اونم که عربیه اسمش. 

گفت آره عوضش کردیم. گفتم چی گذاشتین؟ حرفو عوض کرد 

معلوم شد اسم شوهره رو عوض نکردن 

خوشم نیومد از کارشون. وقتی هر دو اسم عربی داشتن، اینکه

فقط اسم خانم رو عوض کنن و اسم آقا همون قبلی بمونه، 

واقعا کار ناشایستیه. 

تازه فاطمه که از مرتضی قشنگ تر بود 

 



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۹ | 20:18 | نویسنده : مژگان |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.