اینقد بدم میاد شبا خوابم نمی بره. هی می چرخم تو جام نمی دونم
چیکار کنم.
شکیب چون صبح زود پا می شه، طرفای دوازده می خوابه.
من ولی تا سه باید پیچ و تاب بخورم. حوصله م سر می ره.
امشب خواستم بشینم یه فیلم ببینم حسش نبود. گوشی شوهر جانو
برداشتم یه خورده بازی کردم اونم شارژش ته کشید.
اینقد هزینه های عروسی و رهن و اجاره خونه سنگین بود که هنوز نتونستم
گوشی جدید بگیرم. گوشی قبلیم دستمه که اونم بردش مشکل داره.
نه بازی می تونم روش نصب کنم نه تو گروه واتس اپی چیزی برم.
قیمت گوشیا هم خدا تومن. خداییش زندگیه ساختن واسه مردم؟
تاريخ : دوشنبه دهم تیر ۱۳۹۸ | 1:24 | نویسنده : مژگان |