الان یه هفته س اصفهانم. شبا اکثرا با شکیب بیرونیم.

شب های اصفهان دیگه غمگین نیست.

ازش خواستم حتما سی و سه پل بریم. رفتیم. 

یاد وقتی افتادم که زیر پل های های گریه می کردم و دلم نمی خواست از اصفهان برم. 

ولی این شهر هم عاشق من بود. همونطور که من عاشقش بودم. 



تاريخ : دوشنبه چهارم تیر ۱۳۹۷ | 16:24 | نویسنده : منِ گذشته |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.