یه همکار اصفهانی داریم، گاهی میاد اینجا واسه برگزاری جلسات.

پنج شنبه ی گذشته بود که اومد و گفت خانم ... شماره تونو می خوام داشته باشم.

که وقتی خودم اصفهانم، زحمت برگزاری جلسات تیم من بیفته گردن شما.

گفتم باشه شماره ی کاری مو دادم بهش.

حالا امشب می بینم اومده واتس اپ پیام داده. گفتم این که خودش هنوز اینجاست.

ولی خب شاید جلسه ای کلاسی چیزی می خواد براش بذارم. جوابشو دادم.

گفت امروز دیدم خیلی تو فکر بودین نگرانتون شدم! گفتم بپرسم نکنه چیزی شده

حالا من امروز اصلا قیافه ی متفکری نداشتم جز سه چهار دقیقه

یا دیروز می گفت خانم ... امروز انگار سر حال نیستین. کلا گیر داده.

قد و قواره و قیافه شم بد نیست



تاريخ : دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۵ | 1:7 | نویسنده : منِ گذشته |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.