از همون لحظه که سوار ماشین شدم واسه رفتن به تهران، حس اون لحظه ای که

داشتم از اصفهان بر می گشتم تو وجودم زنده شد.

همون درد، همون رنج، همون حسرت، همون غصه ی مرگبار. دوباره حسش کردم.

اشکامم سرازیر شد چون واقعا درد داشت.



تاريخ : دوشنبه دهم خرداد ۱۳۹۵ | 22:57 | نویسنده : منِ گذشته |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.