دیروز خیلیا رو دیدم. هر کسی هم یه آرزویی برام کرد. سر و سامون گرفتن، شوهر خوب و

پولدار با فلان شغل...

همه ش با خودم می گفتم اینا چی می گن؟ این چرت و پرتا چیه؟

کارخونه دار و پولدار و خوشتیپ! آهان اینو یادم رفت. ماشین شاسی بلند هم توی لیست

آرزوهاشون در مورد شوهره بود

فقط آرزوی دو نفر به دلم نشست.

یکی دوستم راضیه بود که آرزو کرد به هر چی دلم می خواد برسم.

اولی هم مامان بود که دعا کرد هر چی تو دلم هست همون رو بتونم داشته باشم.

وقتی آرزوی بقیه رو می شنیدم، می دونستم به خیال خودشون برام بهترین رو می خوان.

اما این بهترین، از نظر اونا بود نه منی که زندگیمه. خوشتیپ، پولدار، شاسی بلند!

واسه منی که خونه ی پدر شاسی بلند سوار شدم، این چیزا نمی تونه ملاک و ایده آل باشه.



تاريخ : دوشنبه دوم فروردین ۱۳۹۵ | 14:31 | نویسنده : منِ گذشته |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.