نشستم تو حیاط. صدای بازی بچه ها البته بیشتر صدای جیغ

یکی شون از بیرون میاد.

اینجا هنوز بچه ها بیرون بازی می کنن و تا ماماناشون بیدارن،

اینا هم تو کوچه و خیابون سر و صداشون میاد.

چیزی که برام جالبه اسماشونه.

آراد، آیسان، آرسان، آیما، آتنا

اسمایی که خیلی به گوشمون آشنا نیست.

زمان ما اسما خیلی فرق داشت. البته اسم دوتاشون همون

اسم های زمان ماست.

رضا و شهریار

حالا اینا به کنار.

دو سه سال پیش کلاس گیتار که بودم، یه بچه به اسم ساویش!

با مادرش می اومد کلاس. پسره شش-هفت ساله بود.

بعد مادره تعریف می کرد که ساویش یه همکلاسی داره

که معلوم نیست اسم کدوم جد و آبادشو روش گذاشتن.

اسمش ماشاالله بود ​​​​​​

اون موقع فکر می کردم مردم یا از این ور بوم میفتن، یا از اون ور.

حالا درسته ساویش عجیب غریب بود؛ ولی واقعا ماشاالله دیگه

از اونم عجیب تر بود واسه بچه ی کوچیک.

مادر ساویش می گفت پسره خجالت می کشه از اسمش.

یعنی بچه ای که تازه مدرسه رفته و اسم همکلاسیاشو شنیده

فهمیده اسمش چقدر با بقیه فرق داره و خجالت کشیده.

بعد پدر و مادرش اینقدر شعور نداشتن که این کارو باهاش نکنن.

نمی دونم. شاید منم اگه بچه داشته باشم، از همین اسمای عجیب

براش بذارم.

ولی یه چیزی رو خوب می دونم. هیچ وقت رو بچه م اسم عربی

یا غربی نمی ذارم. اسم های با اصالت ایرانی از همه قشنگ تره.



تاريخ : پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۲ | 1:34 | نویسنده : مژگان |

پنج شب پیش ننه تو بیمارستان بودم ماسک می زدم مریض نشدم.

بابام یه روز رفت پیشش کرونا گرفت

بعد یه ذره که تب و لرزش آروم گرفت و تونست بلند شه از جاش،

دیگه رعایت نکرد و منم ازش گرفتم ​​​​​​

امروز همه ش تب و لرز داشتم. پاشویه کردم برطرف شد.

حالا حدود یه ساعته که باز تب و لرزه برگشت.

زیر پتو واسه خودم دارم بلرزون می دم ولی حال ندارم پاشم

برم پاشویه کنم. حتی حال ندارم از زیر پتو در بیام آب بریزم

این قرصامو که کنار دستمه بخورم ​​​​​​

بساطی شد واسه مون. بابام تا یادم میاد همینجوری بود.

مریض که می شد آه و ناله و استراحت مطلق، ولی هیچ وقت

رعایت نمی کرد که ما ازش نگیریم.

فک کنم خصلت فروردینی ها باشه. چون خواهر شوهرمم همینه.

خودش که کرونا گرفته بود هم پیش مامانش رفت مریضش کرد،

هم به شوهرم زنگ می زد این ور اون ببرتش.

ولی ما که مریض شدیم تا یک ماه حداقل سمتمون نیومد.

بعد از اون بود که به شوهرم اولتیماتوم دادم رفتاراشو تغییر داد.



تاريخ : سه شنبه نهم خرداد ۱۴۰۲ | 2:31 | نویسنده : مژگان |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.