اون وقتا که بالای خونه ی مادر شوهر زندگی می کردیم، هر شب
ناچار بودم از هشت شب تا ده، یازده برم پایین پیشش باشم.
نمی دونم چرا همچین انتظاری ازم داشتن. مگه خودم کار و زندگی نداشتم.
حالا که اومدیم یه کم دورتر، الان بالای دو هفته ی که مادر شوهرمو
ندیدم و هیشکی هم هیچی نگفته. چی تغییر کرده؟
***
هر روز برای گربه های خیابون غذا می ذارم. یه روز غذای خشک،
یه روزم گردن و ضایعات مرغ می گیرم می پزم بهشون می دم.
حالا دیشب که رفته بودم گردن و ضایعات بخرم، یه خانم و آقایی
توی مرغ فروشیه بودن.
اول فکر کردن سگ یا گربه دارم که اومدم گردن بخرم.
بعد که فهمیدن برای گربه های محله، خیلی خوششون اومد و
کلی برام آرزوی خوب کردن.
تازه موقع حساب کردن هم آقائه نذاشت شکیب حساب کنه.
گفت امشبو من حساب می کنم توی خیرش سهیم باشم.
***
امروز رفتیم مجتمع پارک کفش ببینیم. شکیب همین یه ماه پیش بود
که یه بوت خرید. حالا دوباره می گه نه اون به دلم نبود یکی
می خوام بخرم به دلم باشه.
گفتم اگه تو خریدی منم می خوام. البته منم کمتر از دو ماهه
از اون پیج خارجیه کفش سفارش دادم تازه رسیده.
ولی چون اون امروز کفش خرید، منم باید بخرم ![]()
مث گوشی خریدنش که رفته بودیم فلش بخریم براش، یکی
اومده بود گوشی بخره.
گوشیه رو تو دست طرف دید خوشش اومد اونم خرید.
گفتم والا چون خریدی منم می خوام.
منم بعدش رفتم یه گوشی نو خریدم پنج شیش تومنم گرون تر از
گوشی اون تا بدونه وقتی چیزی لازم نداره نباید بخره!
***
همکار شکیب دو تا دختر داره. سه سال اختلاف سنی دارن.
یکی شون هفتم آذره تولدش، اون یکی هفدهم آذر.
پارسال یه جشن تولد مفصل گرفتن براشون کم از عروسی نداشت.
بعد دقیقا روز تولد من براشون جشن گرفته بودن یعنی شانزدهم.
ما هم با دوتا کادوی بزرگ و درست حسابی رفتیم جشنشون.
امسال انگار تولد نگرفتن دیگه. جمعه که شکیب با دوستش
صحبت می کرد، متوجه شدم یه تولد جمع و جور خانوادگی گرفتن.
شکیب از من پرسید بریم دو تا کادو بگیریم بریم تولدشون؟
گفتم نه. مگه پارسال روز تولد من جشن نگرفتن؟
حواسشونم بود که تولد منه چون به ارکستر گفتن اعلام کنه و تبریک بگه.
ولی کادویی چیزی ندادن.
منم زورم اومد روز تولدم جای کادو گرفتن کادو دادم.
امسال هم چون جشن نگرفتن پس کادو بی کادو.
نه می رم، نه کادو می دم.
البته دعوت هم نکرده بودن ولی چون شکیب و این همکارش خیلی
صمیمی هستن، می گفت چون می دونیم تولدشونه کادو بگیریم براشون.