بلاگفا چرا اینجوری شده
حس می کنم فشرده شدم
به صفحه ی قبلی عادت داشتم چرا اینجوری شد 
یعنی ملت تا این حد مخشون ایراد داره؟
یه خانم چادری از آپارتمان رو به رویی مون اومده می گه عزیزم جلو
بالکنتون شیشه بکشین خونه تون معلومه.
گفتم در بالکن ما پرده داره اصلا هم کنار نمی ره چطور معلومه؟
می گه نه خودت میای تو بالکن لباس پهن کنی رو به روییا می بیننت.
تو دلم گفتم من فقط روسری سرم نیست وگرنه پوشیده میام تو بالکن
حالا چیه مگه مسخره ها که یه چیزی گفت کرک و پرم ریخت.
گفت تازه شلواراتم معلومه آقایون می بینن خوب نیست
خواستم بگم حالت خوبه؟ مسخره مگه دستگاه ویدئوئه که قدیما توی
هزار چیز می پیچیدن جا به جاش می کردن
خب شلواره از بازار خریدم که پره از مانکن با هزار مدل شلوار زنونه.
گفت آقایون خواستن بیان تذکر بدن گفتم نه خودم میام.
تو دلم گفتم خاک تو سر مردی که با یه شلوار زنونه روی بند تحریک
می شه. بره بمیره بهتره تا اکسیژن الکی مصرف کنه حق بقیه رو بخوره.
به شکیب گفتم شیشه بذار جلو بالکن رو. راستش حیفم می اومد این
احمقای دائم التحریک منحرف موهامو ببینن
حالا خونه ی مادر شوهرم از این سمت پنجره کاملا بازه از اون ور هم
بالکنشون بزرگتر از ماست ولی کسی ایرادی نگرفته هم خودشون هم
همسایه ها راحت میان جلو پنجره و تو بالکنشون کارشونو انجام می دن.
بعضی وقتا از شعور بعضی آدما می تونه سال ها خشکم بزنه از حیرت.
نباتکم مریضه. بردمش پیش دامپزشک. دو بار اهواز بردمش دیدم
فایده نداره آوردمش اصفهان.
امشب یه سر رفتیم خونه ی مادر شوهرم. خواهر شوهرم اینا هم بودن.
بعد خواهر شوهرم گفت چرا هی می برینش دکتر اذیتش می کنین.
قسمتش هر چی باشه همون می شه ![]()
![]()
فقط موندم چی بگم. حالا خودش از لیزر سبیل دخترش برمی گشت!
دلم می خواست بگم فقط خفه شو مغز جلبکی. اصلا چرا دماغ خودت و
شوهر و دخترتو عمل کردین؟ مگه قسمتتون نبود اون دماغتون باشه؟
یا چرا پشت لب دخترتو لیزر می کنی؟ لابد خدا خواسته پرز داشته باشه!
یعنی گاهی وقتا یه چیزایی آدم می شنوه که توش می مونه.